شـ ش

در تاریخ 92/9/30 روز شنبه بچه ها وسایل آشی که از روز قبل تهیه کرده بودن به من تحویل دادن و من هم تحویل خانم شرف خانی دادم و ساعت 9:30بچه ها رو به آشپز خونه ی  مدرسه بردم و خانم شرف خانی تمامی وسایل آش را درون قابلمه ریخته بود و فقط بچه ها رشته را ریختن و ساعت سوم آش آماده شد و من با کمک بچه ها میز ها را جمع کردیم و  وسط کلاس فرش پهن کردیم وسفره باز کردم و بچه ها دور سفره نشستن و با اشتیاق فراوان مشغول خوردن آش شدن و من هم از این فرصت استفاده کردم و نشانه ی  شـ ش را معرفی  کردم بچه ها آش می خوردن و میخواندن شا  شَ شو شیـ شی شـِ  شه    

  

 

 

  

 

/ 3 نظر / 6 بازدید
سمیه

چه آش شیرینی! گاهی بودن کنار شما و بچه ها یه آرزوی زیباست. ممنونم که با این صبر و نشاط بچه ها را به درس و مدرسه علاقمند کردین. [گل]

پرنیا

وای خدا یارش بخیر من اون روز مامانم برتم چایم اورده بود بد وقتی به شما دادیم شما 2 تا قند ور داشتید من گفتم خانم با 2 تا میخورید؟ بد شما گفتید من با 1 دونه هم ................ خانم یادتونه؟ [قلب][لبخند][زبان]

پرنیا

1 دونه بووووس [تایید]