تدریس درس اُ

صبح یکشنبه 91/10/10 دو ساعت اول بیکار بودم و بلافاصله با خانواده ی بچه ها تماس گرفتم و از خانواده ها خواست که اگر امکان داره ساعت 10صبح مادر بزرگ بچه ها را بفرستن به مدرسه طوری که بچه ها متوجه نشوند و بعد از این که بعضی از خانواده ها موافقت خودشون اعلام کردن یکدفعه رخساره دخترم گفت:مامان مادر بزرگ ها را برای چی میخوای گفتم میخوام صدای اٌ را تدریس کنم گفت مامان هدیه اردک داره خیلی خوشحال شدم بلافاصله با هدیه تماس گرفتم و ازش خواستم که اگر امکان داره اردک ها شو ساعت 10صبح بیارمدرسه  وقتی موافقت خودشو اعلام کرد بلافاصله با مادر هلیا تماس گرفتم و ازش خواهش کردم که بره دنبال هدیه 

ساعت 10 مادر بزرگ ها در دفتر مدرسه حاضر بودن مامان هلیا هم با هدیه در دفتر مدرسه حاضر بود خیلی خوشحال بودم که آخرین صدای مصوت را بصورت نمایشی تدریس می کنم بعد وارد کلاس شدم و به بچه ها گفتم امروز مهمان داریم و بچه ها گفتن چه خبر که خانم کاردانیان با مادر بزرگ ها وارد کلاس شدن بچه ها خیلی خوشحال شدن که مادر بزرگ هایشان را در کلاس درس می دیدن و در حال گفتن قصه ی جوجه اردک زشت بودم که در کلاس باز شد و هدیه همراه اردک هایش وارد کلاس شدن بچه ها خیلی خوشحال شدن و بهاره می گفت خانم معلم این بهترین درسی بود که من تا بحال یاد گرفته بودم خلاصه بچه ها با اردک ها کمی بازی کردن و من از این فرصت استفاده کردم و به بچه ها درس علوم هم دادم

تمامی هدف من از این کاراین است که کلاس درس خشک نباشه زیرا درعرض این 29سال سابقه ی تدریسم به من ثابت شده درسهایی که بصورت نمایشی و بازی بوده تا آخر سال به یاد بچه ها میمونه و هیچ وقت این درسها را فراموش نمی کنن

  

     

 

 

/ 4 نظر / 196 بازدید
هدیه

مهری جون خوش به حال بچه هایی که شما معلمشون هستید واقعا بهتون به خاطر این همه ذوق تبریک میگم0

شیوا

خاله عاشقتم.اگه معلم کلاس اول من بودی الان نابغه بودم.خوش به حال شاگرداتون.موفق باشی.you are a best teacher

سیما توکلی

با سلام خدمت سرکار خانم خطیبون ممنون از این همه خلاقیت شما از بین عکسها عکسی که شما و خانم کاردانیان اردک ها را محکم گرفته اید خیلی بامزه است . عکسهای مامان را هم دیدم

پرنیا

وای خداااااا ای جووونم [ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ] دوستون دارم