تدریس درس حــ ح

  قبل از تدریس درس ( حـ ح ) به همسرم پیشنهاد دادم یک سری بریم شمال وقتی دلیلشو ازم سوال کرد گفتم می خوام برای تدریس ( ح ) برای بچه ها حلزون بیارم ایشان گفت کار دارم و وقت ندارم هفته آینده می تونیم بریم که من قبول نکردم خلاصه تمام هفته فقط به حلزون فکر می کردم از همکار خواستم کمکم کنند که خانم قلی دفتر دار مدرسه گفت خواهرم داخل آکواریومش حلزون داره برات میارم خوش حال شدم . 

روز چهارشنبه به دانش آموزانم گفتم برای درس ( حـ ح) همراه خودتون  پنج وسیله بیارین روز شنبه وقتی به دفتر مدرسه  واردشدم روی میز خانم قلی حلزون کوچولو دیدم که اصلا به چشم نمی آمد کمی ناراحت شدم . با حلزون ها به  کلاس رفتم وقتی از بچه ها خواستم وسیله ها تونو روی میز بگذارید تا بهتون ستاره بدم متوجه شدم شادی و زهرا همراه خودشون حنا آورده بودن خیلی خوش حال شدم و از این فرصت استفاده کردم به بچه ها گفتم الان براتون به جای لاک حنا می گذارم و در رابطه با فایده حنا که در چه جاهایی مورد استفاده قرارمیگیرد صحبت کردم    

 

 

 

  

  

 

  

 

/ 3 نظر / 124 بازدید
پونه

ای جونممممممم. مرسی برای همه. ی این زحماتتون

کاردان

ای ول عجب حنابندونیه!!!!!!!

رسولی

بسیار ایده جالبی خلق کردید. من که به عنوان معلم کلاس اول بسیار لذت بردم. بخصوص پر کردن حروف با حنا... البته از میزها و صندلی ها مشخص است که در مدرسه سطح بالا تدریس میکنید. وبلاگ شما ایده های جالبی در ذهن ما می آورد. خسته نباشید