از کلاس ما چه خبر!
در این وبلاگ تدریس درس ها و نمونه سوالات کلاس اول ابتدایی گذاشته می شود . 
قالب وبلاگ
نويسندگان

بالاخره جشن الفبای سال 93 هم فرار رسید. به این دلیل روز جشن را، جمعه گذاشتیم که پدر و مادر هایی که مشغله ی کاری داشتن بتوانند در جشن الفبای فرزندشان شرکت کنند. 

ساعت4 بعدازظهر همراه خاله نگار و دخترم رخساره به مدرسه آمدیم از مادرها خواهش کرده بودم که قبل از ساعت 5 بچه ها رو به مدرسه بیارند تا دوباره باهاشون تمرین کنم. 

وقتی بچه ها وارد مدرسه شدند انگار فرشته های آسمانی روی زمین فرود  آمده اند. واقعا زیبا شده بودند روی موهاشون حلقه ی گل گذاشته بودند .  

 

برای اخرین بار قبل از ورود به سالن، برنامه هارو باهم تمرین کردیم، سوره ناس، سرود ملی کشور عزیزمان ایران، نمایش حسنی و نمایش خروس نگو یک ساعت.

بعد ساعت 5، پلاکارتی که از حروف الفبا درست کرده بودم به دست بچه ها دادم و با هم وارد سالن شدیم.  

 

با ورود دانش اموزان،خانواده ها زیر پاشون بلند شدند و به افتخارشون دست زدند.

 دانش آموزان به بالای سن رفتند و بعد از قرائت سوره ی ناس آماده خواندن سرود ملی کشور مون شدند . 

حال نوبت به خواندن شعر الفبا رسید، شعری که در طول دوره تحصیل دانش آموزان با آن اشنا شده بودند. 

در طول دوره تدریسم برای آموزش مطالب جدید شعری را آماده می کردم، مثلا وقتی می خواستم آ را معرفی کنم این شعر رو می خوندم که با کمک این شعرها دانش آموران موقع املا نوشتن کلمات را بهتر به یاد می آوردند. 

آ اول آفتاب     سر زد چه وقت خواب    


نمایش حسنی نگو یه دسته گل به خوبی اجرا شد و خاله نگار با رخساره جون بچه ها را همراهی کردند تا آماده نمایش خروس نگو یه ساعت شوند. 

بعد از اتمام نمایش، نوبت به برنامه عمو حمید رسید و بچه ها خیلی شاد شدند. عمو حمید هم چند برنامه برای بچه ها اجرا کرد.

بعد نوبت به سورپرایز کردن دانش آموزان رسید که با هماهنگی یکی از پدران بچه ها انجام شده بود.

 

بعد از اتمام برنامه ی گروه کر نوبت شیرین ترین قسمت برنامه رسید.

کیک جشن الفبا

که به شکل نمای مدرسه درست شده بود.

 و این هم چند عکس یادگاری یه همراه مدیر و عمو حمید

 

عصرانه به یاد ماندنی در کنار خانواده ها

 

روی هم رفته جشن بسیار خوبی بود و امیدوارم  خاطره این روز همیشه در ذهن بچه ها باقی بماند.

با عرض پوزش از اینکه مراسم جشن الفبا رو با تاخیر گذاشتم، برای مادرم مشکلی پیش آمده بود و از مادرم پرستاری می کردم شکر خدا حالش بهتر شده و من از این فرصت استفاده کردم و به وبلاگم سر زدم و مطالب را به روز کردم منتظر نظراتون هستم . 

[ ۱۳٩۳/٤/۱۱ ] [ ٥:٤۱ ‎ب.ظ ] [ مهری خطیبون ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

معلم کلاس اول ابتدایی با 35 سال سابقهی تدریس در پایه اول Email : khatiboon.teacher@yahoo.com
صفحات اختصاصی
RSS Feed