از کلاس ما چه خبر!
در این وبلاگ تدریس درس ها و نمونه سوالات کلاس اول ابتدایی گذاشته می شود . 
قالب وبلاگ
نويسندگان

سال90-89بود مدرسه ی ما هر سال به مناسبت فرار رسیدن شب چله مراسم می گیره و مدیر مدرسه  پدر بزرگ و مادر بزرگ بچه ها را دعوت می کنه تا یک روز را کنار نوه هایشان باشن و یک روز فراموش نشدنی را برای بچه ها و پدر بزرگ و مادر بزرگ ها فراهم می کنه آن روز را بچه ها هیچ وقت فراموش نمی کنن این عکس پارمیس کسرایی است  که سه سال پیش گرفتم چون لباس محلی پوشیده بود خیلی خوشم آمد در ضمن آن روز بچه ها اجازه دارن با لباس مهمانی یا لباس محلی بپوشند پارمیس اینجا شش ساله است و در کلاس پیش دبستانی نشسته بسیار دختر زرنگ و باهوشی است الان پارمیس کلاس دوم است و الان بزرگ تر شده وخوب می تونه بخوانه و بنویسه  

[ ۱۳٩۱/٩/٢٩ ] [ ۱:٢٧ ‎ب.ظ ] [ مهری خطیبون ]

امروز ساعت دوم ریاضی داشتم و می خواستم علامت ( < = > ) را تدریس کنم یاد یکی از درس های کتاب فارسیم افتادم به نام خاله مرجان وقتی بچه بودم این درس را خیلی دوست داشتم و هر سال که بخواهم درس کمتر و بیشتر را تدریس کنم این قصه رو برای شاگردانم می گویم وقتی در حال قصه گفتن به چهره ی بچه ها نگاه می کنم متوجه می شوم که بچه ها محو این قصه شده اند نمی دانم چرا این قصه ی زیبا را از کتاب فارسی برداشتن و خیلی خوشحال هستم که با گفتن این قصه بچه ها این درس را هیچ وقت فراموش نمی کنند وهمیشه علامت ها را درست می گذارن

[ ۱۳٩۱/٩/٢٧ ] [ ٦:۳۱ ‎ب.ظ ] [ مهری خطیبون ]

 امروز که سه شنبه است درس "ز" را با نام خدا شروع کردم .بچه ها همراه خودشان همانطور که مشاهده می کنید وسیله ای که خواسته بودم آورده بودن کمی با هم تفنگ بازی کردیم و کمی هم با هم نقش پلیس و سرباز را بازی کردیم و بعد وسیله هایی که همراه خودشان داشتن را به بچه ها نشان دادم و بچه ها متوجه شدن که زرافه ، موز، هم زن برقِی ، سبزی خوردن ، پیاز ،و .... صدای "ز" دارن بعد از اینکه کارت "ز" را در داخل جدول گذاشتم و شعر الفبا را خواندم از بچه ها خواستم که صدای "ز" را با مصوت ها ادغام کنند و هم خوانی کنند در آخر هم از روی درس جدید چند بار خوندیم و 5 کلمه ی خارج از کتاب گفتم و در داخل کتاب فارسی خودشان یاداشت کردم . 

چیزی که خیلی برام جالب بود این بود که طبق معمول حنانه و ستایش وسیله ای همراه خود نیاورده بودن بلافاصله از فکرشون استفاده کردن و از وسایل مدرسه شون گذاشتن روی میزشون مثلا خنانه مداد زرد،مدادسبز،مدادقرمز ، کتاب زبانش و ریان خودشو بهم نشون داد و در دفتر ستاره ها ، ستاره اش را گرفت 

ستایش هم همینطور از توی فایلش پوشه ی ززد،و چند وسیله ی دیگر آماده کرد و روی میزش گذاشت .

هدف من هم همین است که وقتی میگویم موقع درس جدید وسیله همراه داشته باشین این است که وقتی یادشون میره از خونه وسیله بیاورن با فکر کردن از وسایل مدرسشون استفاده کنند .  

[ ۱۳٩۱/٩/٢۱ ] [ ٤:٠٩ ‎ب.ظ ] [ مهری خطیبون ]

فردا می خوام صدای "ز" را تدریس کنم از بچه ها خواستم که همراه خودشون تفنگ بیارن آخه فردا می خواهیم با هم تفنگ بازی کنیم و چند نفر نقش سرباز را بازی کنندو چند نفر هم نقش دشمن را و به بچه ها گفتم که همراه خودشون تفنگ آبی بیارن که کمی هم آب بازی کنیم .

همچنین قرار شده که در باره "ز" پنج وسیله از داخل اسباب بازی هایشان برام پیدا کنند و همراه خود به مدرسه بیارن 

[ ۱۳٩۱/٩/٢٠ ] [ ۳:٥۸ ‎ب.ظ ] [ مهری خطیبون ]

بالاخره روز یک شنبه 91/9/12 تدریس درس نـ ن را دادم از روز قبل به بچه ها گفتم که هر کدام یک نوع نان همراه خود به مدرسه  بیارن و مشخص کردم که بعضی ار بچه ها هم شکر، آرد، روغن، شیر، تخم مرغ همراه خود داشته باشند که خانم شرف خانی آشپز مدرسه برامون نان روغنی بپزد 

چون روزهای یک شنبه دو ساعت اول من بیکار هستم خانم شرف خانی از بچه ها وسیله هایی که به همراه خود آورده بودن را گرفته بود و خمیر را درست کرد تا خمیر آماده پخت شود ساعت سوم همراه بچه ها به آشپز خونه مدرسه رفتم و بچه ها از نزدیک دیدن که چگونه نان پخته می شود و ظهر که بچه ها رفتن خونه نفری یک نان روغنی به همراه خود به خونه بردن آن روز برای بچه ها یک روز به یاد مودنی بود و فکر می کنم هیچ وقت حرف نـ ن را فراموش نکنن 

[ ۱۳٩۱/٩/۱٩ ] [ ۸:٠٧ ‎ب.ظ ] [ مهری خطیبون ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

معلم کلاس اول ابتدایی با 35 سال سابقهی تدریس در پایه اول Email : khatiboon.teacher@yahoo.com
صفحات اختصاصی
RSS Feed